محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود
173
تحفه خانى ( فارسى )
غثيان است و ببايد دانست كه بر شخصى كه او را قولنج باشد فصد كردن او مخاطره است و مجوز نيست و عوراتى كه ايشان را طمث جاريست و يا حبلى دارند و حاملهاند ايشان را نيز فصد مجوز نيست زيرا كه موجب سقوط فرزند و غشى است و هر دو مخاطره است مگر ضرورت قوى باشد آن نيز به قدر قوت و واجب و فصد كسانى را كه در ايشان امتلاى غذائى ظاهر باشد مجوز نيست زيرا كه ضرر بسيار درين وقت حادث مىشود خصوصا كه اخلاط بدنى خام و غير نضج باشد زيرا كه موجب ضعف قوتست و خوف هلاك و اما در كسى كه اخلاط سوداوى برو غالب باشد اگر فصد كند قدرى و بعد از آن اخراج اخلاط ديگر ضرورى باسهال بمسهل مناسب آن خلط بمهلت كند باكى نيست و ببايد دانست كه هركسى را كه دم صالح درو قليل است و اخلاط رديه درو بسيار او را فصد به هيچ وجه جائز نيست زيرا كه آنچه صالحست و به كار مىآيد ممدّ حياتست بلكه حيات بالقوه است كه مىرود و آنچه فاسد در بدن مىماند و اگر معالج بفكر صايب و تشخيص ثاقب دريافته باشد كه در شخص خون ردى الكيفية هست اخراج آن خون بدفعات و قليلا قليلا مجوز است و تغذيه اينچنين اشخاص مذكوره بغذاى محمود سريع الهضم بايد كرد و اعاده اخراج خون قليل از شخصى كه خون قليل فاسد دارد بعد از غذاهاى نيكو بايد كرد تا خون بد بيرون رود و خون صالح كه از غذاى صالح حاصلشده بجاى آن و خلق آن باشد و بدن بدين تدبير بصلاح آيد و ببايد دانست كه فصد صيف اگرچه احفظ است مر قوت را اما اخراج لطيف و رقيق خون مىكند و حبس كثيف آن و آنكه واسع است و اگرچه در تنقيه اداخل است اما موجب غشى است بواسطهء خون بسيار و مضعف قوت و اين طريق فصد